تاريخ : شنبه 29 مهر 1391برچسب:شعر شوشتری, | 20:48 | نویسنده : ایمان

مکه رون شوشتریون
سفره گشن شوشتریون
عروس آرن شوشتریون
دوماد آرن شوشتریون


آباد با شوشتریون

خونه خرن شوشتریون
ماشین خرن شوشتریون
مدرک گرن شوشتریون
سور دهن شوشتریون

آباد با شوشتریون

عروسی روون شوشتریون،
شادی کنن شوشتریون
گمبه کنن شوشتریون
آباد با شوشتریون








 



تاريخ : جمعه 28 مهر 1391برچسب:حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری, | 14:32 | نویسنده : ایمان

محمدتقی شوشتری(تستری) معروف به علامه شوشتری یا محقق شوشتری، که در بین مردم شوشتر مشهور به شیخ شوشتری و حاج شیخ بود، یکی از علما و دانشمندان معاصر است که در ساحت حدیث‌پژوهی خدمات ارزنده و بی‌سابقه‌ای انجام داده‌است.

زندگی

محمدتقی شیخ شوشتری، فرزند شیخ محمدکاظم، که نتیجه ی شیخ جعفر شوشتری است، به سال ۱۳۲۰ ه‍.ق.(۱۲۸۱ ه‍.ش.) در نجف تولد یافت. پدرش اهل شوشتر و مادرش اهل کرمان بود. از خاندانی فرهیخته، دانشمند و اهل علم و فضل است، و پدران او سابقه مبارزاتی بر علیه رژیم‌های ستمگر داشته‌اند، تا حدی که پدر او و نیز پدربزرگ او (فرزند شیخ جعفر شوشتری) به خاطر مخالفت و سخنرانی علیه رضاشاه تبعید شده بودند. لازم به ذکر است که اصالت خانواده پدری شیخ شوشتری به دزفول بر می گردد و ایشان از خاندان «حاجی شیخ» که در حال حاضر نیز در دزفول سکونت دارند بر می گردد و طبق گفته ها پدر شیخ جعفر بدلیل اینکه مورد حسد بعضی از روحانیون قرار میگیرد برای جلوگیری از آسیب های احتمالی به شوشتر مهاجرت می کند.

وی در مکتب، قرآن و خواندن و نوشتن و خط ترسل را فرا گرفت، و در هفت سالگی به شوشتر بازگشت، و چیزی نگذشت که مادرش دار فانی را وداع گفت. بعد از فوت مادر، مقدمات و سطح را نزد سید حسین نوری، سید محمد علی امام و سید علی‌اصغر حکیم -که اغلب از شاگردان پدرش بودند- گذراند، و پس از آن نیز با آموزش‌های استادانی نظیر محمدتقی شیخ‌الاسلام و سید مهدی آل طیب و پدر خود، در سن شانزده یا هفده سالگی به درجه اجتهاد نایل شد. وی با توجه به نبوغ و ذکاوت فراوانی که داشت، بسیاری از کتاب‌هایش را بدون استاد مطالعه می‌نمود: یعنی ابتدای هر کتابی را از استادان فرا می‌گرفت، و بقیه اش را خود مطالعه می‌کرد، و به خوبی آن‌را فرا می‌گرفت.

بعد از سال ۱۳۵۴ ه‍.ق.(۱۳۱۴ ه‍.ش.) به دلیل قانون کشف حجاب به همراه سید باقر حکیم از شوشتر به عتبات هجرت کرد، و در حوزه‌های علمیه کربلا و سپس نجف به کسب علوم و معارف اسلامی ادامه داد، و در همان جا بود که به حلقه درس شیخ آقا بزرگ تهرانی پیوست و از وی اجازه روایت دریافت کرد. او در آنجا اقدام به تالیف کتاب ارزشمند قاموس الرجال نمود و موفق به کسب اجازه از شیخ آقا بزرگ تهرانی گردید. او به سال ۱۳۶۰ ه‍‍.ق.(۱۳۲۰ ه‍.ش.) پس از سپری شدن دوران رضاشاه به شوشتر مراجعت کرد و ضمن تدریس علوم اسلامی، به تحقیقات خود نیز ادامه داد، و سرانجام در بیست و نهم اردیبهشت سال ۱۳۷۴ هجری شمسی (۱۹ ذی الحجه سال ۱۴۱۶ هجری قمری) در ۹۶ سالگی در شوشتر دار فانی را وداع گفت. شهرت وی به حدی بود که استادش شیخ آقا بزرگ تهرانی در دو جلد از کتاب الذریعه نام او را

استادان

  1. حجة الاسلام سید محمد علی امام، معروف به امام شوشتری (۱۳۰۸ - ۱۳۹۴ ق) در مقدمات و ادبیات
  2. پدرش آیة الله حاج شیخ محمد کاظم شوشتری در سایر دروس تا درجهٔ اجتهاد
  3. حجة الاسلام سید حسین نوری
  4. حجة الاسلام سید علی اصغر حکیم (۱۳۴۸ ق )
  5. آیة الله سید مهدی آل طیب جزایری (۱۳۶۲ ق .)
  6. آیة الله سید محمد تقی شیخ الاسلام (۱۳۴۲ ق .)

    فرزندان

    تنها پسر علامه شوشتری، محمدعلی شیخ شوشتری است که تا کنون دهها کتاب و مقاله نوشته و منتشر ساخته‌است. ایشان از اساتید نامدار دانشگاه شهید بهشتی تهران است، و چندین بار از طرف مردم شوشتر به نمایندگی مجلس شورای اسلامی انتخاب شده‌است. علامه شوشتری دارای سه دختر نیز بود.

    در شوشتر در زمان حیات ایشان، مورد مراجعه عموم مردم برای امور دینی بود، و بسیاری از عقدهای ازدواج جهت تبرک توسط ایشان جاری می‌شد. در حال حاضر، در اکثر خانه‌های شوشتر تصویر ایشان بر روی دیوار وجود دارد، و در بسیاری از مغازه‌ها و اتومبیل‌ها عکس ایشان را به عنوان تبرک قرار می‌دهند. مقبره ایشان همه روزه مورد زیارت مردمان

    سخن دیگران درباره او[۳]

  7. سید موسی شبیری زنجانی: یکی از اشخاصی که دقت نظر و معنویت و زهدِ شیخ جعفر شوشتری را به ارث برده‌است، نتیجه ایشان، آقای حاج شیخ محمدتقی شوشتری است، که هم خودشان و هم کتابشان «قاموس الرجال» را باید جزو حسنات عصر حاضر به شمار آورد؛ و از نسخه این کتاب می‌توان فهمید که کتاب‌های دیگر ایشان نیز بدین گونه‌است، و همه اینها جزو حسنات عصر حاضرند.
  8. آیةالله جعفر سبحانی: ایشان(شیخ شوشتری) از زمره محققان انگشت‌شماری است که کتابی[یعنی قاموس الرجال] را نوشته، و پرونده آن را باز گذارده، و در طول پنجاه و اندی سال در تحقیق و تنقیح و تصحیح آن کوشیده‌است، و هرگز مانند برخی از پرکاران نیست که کتابی را می‌نویسند و آن را به دست استنساخ یا مطبعه می‌سپارند و رابطه خود را با آن قطع می‌کنند. به طور مسلم کتابی که به شیوه اخیر نوشته شده باشد، موج‌خیر نخواهد شد، و در ردیف کتاب‌های معمولی به شمار خواهد آمد و رنگ خلود و ابدیت به خود نخواهد گرفت؛ اما کتابی که پرونده آن تا مدت مدیدی به روی مؤلف و تمامی مراجعه کنندگان باز باشد، طبعا بحر بیکرانی خواهد بود، و امواج هائل و عظیمی خواهد داشت... در مثل گفته‌اند: «خوشبخت کسی است که ذوقش را دریابد»، و به حق مؤلف ذوق خاصی در علم رجال داشته‌است.
  9. دکتر علی شریعتی در ص ۸۰ کتاب «انسان و اسلام» می‌نویسد: «در همین حوالی، کوهی از علم و تحقیق، و در کنارش انبوهی از کار، در گوشه دورافتاده شوشتر نشسته، و نامش را هم کسی نشنیده‌است». همچنین در ص ۳۱ کتاب «مکتب، تعلیم و تربیت اسلامی» می‌نگارد: یکی از خصوصیات فرهنگ قدیم، انتشار علمی در سطح جامعه بوده‌است، چنانکه بسیار بوده‌اند علمای برجسته که در روستاها و یا شهرهای کوچک زندگی می‌کرده‌اند؛ از قبیل حاج ملا هادی سبزواری بزرگترین فیلسوف متأخر که در سبزوار ساکن بود، و در عصر ما علامه سمنانی و علامه شیخ محمدتقی شوشتری، نویسنده «قاموس الرجال» در شوشتر است.
  10. دکتر سید جعفر شهیدی: با زندگانی عالم جلیل القدر، و محقق پارسای گوشه‌گیر از خلق کمتر کسی آشنایی دارد... آقای شوشتری در مولد خود سرگرم تتبع و تألیف است، و خود را چنان وقف این کار کرده‌اند که جز معدودی با زندگانی پر از ثمر این عالم بزرگوار آشنا نیستند. وقتی مجلد چهاردهم بهج الصباغه (تفسیر نهج البلاغه) به دستم رسید، آن‌چنان زیر سیطره شخصیت علمی و فعال او واقع شدم، که سطری چند به عربی به قلم آوردم، و با آنکه نه شاعرم و نه ادعای شاعری کرده و می‌کنم، چند بیتی برساختم و برای ایشان نوشتم که مطلع آن این بیت است:
مع الفخر عش و انشر لوی المجد رافعا   فمئلک احری ان یعیش ممجداً ...

ترجمه آن چنین می‌شود:

با افتخار زندگی کن! و پرچم بزرگی را بگستر و بالابر   که همچون تویی سزوار بزرگ زیستن است
سخت کوشی در دانش و پارسای به تو، به پایان رسید   و برای پژوهشگران حدیث ( اهل بیت ) تکیه گاهی گشتی
چه بسیار دانشمندانی که گذشت زمان نام آنها را از یادها برده بود   و کتاب قاموس الرجال تو آن نامها را جاودان ساخت
چه بسیار کسانی که در کار پژوهش این علم سرگردان بودند   و تو با نور دانش خود راه بدانها نمایاندی
نهج البلاغه را شرحی تمام کردی   و آنچه از آن ناآشکار بود آشکار ساختی
در نوشتن بهج الصباغه کاری معجزآسا کردی   و دشواری ما را در آن آسان نمودی
با نوشتن این کتاب کاخی بلند از افتخار برآوردی   که با گذشتن روزگار همچنان استوار خواهد ماند
خدا تو را از هر گزندی نگاهبان باشد   و از خدا زندگانی آسوده و جاوید نصیبت گردد.
  • حجةالاسلام رضا استادی: سالیان درازی است که با نام و تألیفات محقق عالی‌مقام، عالم جلیل القدر، شیخ العلماء، آیت‌الله جناب آقای حاج شیخ محمدتقی شوشتری آشنا شده‌ام و از آثار ایشان کم و بیش -مانند دیگر طلاب علوم دینی و اهل علم- استفاده کرده‌ام. از حدود ۱۲ سال پیش گهگاهی با مکاتبه مزاحم معظم‌له گشته و مورد لطف ایشان بوده‌ام. چند سال قبل نیز به درخواست اینجانب، به اجازه روایتی از سوی ایشان مفتخر گشته‌ام. در این روزها از عالم غیب این سعادت حواله و نصیبم شد، ‏که با مسافرت به شهرستان شوشتر به محضرشان شرفیاب شدم، و چند ساعتی در منزل‌شان و در دو مسجدی که اقامت می‌کنند خدمتشان رسیده و صحبت‌ها را درک کنم. این ملاقات ارادت مرا چندین برابر کرد، زیرا ایشان و خانه و زندگی ایشان را، و نیز سلوک عملی و اخلاقی‌شان را نمونه‌ای از سلف صالح فرقه محقه اثناعشریه یافتم. امیدوارم مشموم ادعیه خالصانه آن جناب باشم.

تالیفات

  • قاموس الرجال (۱۴ جلد): نانم کامل آن قاموس الرجال فی تحقیق رواة الشیعة و محدثیهم، که ابتدا تنقیح المقال نام داشت؛ پرآوازه ترین و پربارترین کتاب شیخ شوشتری است، در علم رجال.
  • النجعة فی شرح لمعه (۱۱ جلد)
  • قضاء أمیرالمؤمنین علی بن أبیطالب علیه السلام (داوری‌های امیر مؤمنان) : پرانتشارترین اثر شیخ شوشتری که به زبان فارسی دهها بار به چاپ و به زبان انگلیسی هم نشر یافته‌است. این کتاب نخستین اثر چاپی ایشان هم است.
  • بهج الصباغة فی شرح نهج‌البلاغه (۱۴ جلد): تفسیری موضوعی و انتقادی از نهج البلاغه، که دومین مهمترین اثر ایشان است.
  • الاخبار الدخیله (۴ جلد): درباره انواع تحریف و جعل روایات
  • الأوائل (اولین‌ها)
  • الأربعون حدیثاً(چهل حدیث در فضائل ائمه معصومین ع و مسائل فقهی)
  • البدائع (کشکول)
  • آیات بینات فی حقیة بعض المنامات (نشانه‌های روشن در حق بودن برخی خواب‌ها)
  • رساله‌ای در محاکمه بین شیخ صدوق و شیخ مفید در یک مسأله کلامی
  • الرسالة البصرة فی أحوال البصیریة
  • رسالة فی تواریخ النبی و الآل (تاریخ چهارده معصوم)
  • رسالة فی سهو النبی (صلی الله علیه و آله)
  • شرح وجیزه شیخ بهایی (نخستین نوشته ایشان)
  • حواشی و استدراکات بر کتاب ثواب الاعمال و عقاب الاعمال
  • یادداشت‌های تفسیری قرآن (۲ جلد)
  • پاسخ به سؤالات کنگرهٔ هزارهٔ شیخ طوسی
  • مقدمه توحید مفضل (به زبان فارسی)
  • نوادر الأخبار و جواهر الآثار (به زبان فارسی)
  • پاسخ به اشکال به دعای ندبه، مطرح‌شده توسط دکتر شریعتی
  • و چندین کتاب خطی منتشر نشده

لازم به ذکر است که مصحح و محقق‏ بسیاری از آثار علامه شوشتری، استاد علی اکبر غفاری بوده‌است.

  1. است

آورده، و دوازده عنوان از آثارش را یاد نموده‌است. اکنون منزل شخصی‌اش، وقف کتابخانه آستان قدس رضوی است.



تاريخ : جمعه 28 مهر 1391برچسب:پل بند شادروان, | 14:31 | نویسنده : ایمان
تاريخ : چهار شنبه 4 مرداد 1391برچسب:شوشتر,مسجد,مسجد جامع,مسجد جامع شوشتر, | 13:52 | نویسنده : ایمان

 

ساخت این مسجد در شهر باستانی شوشتر بعد از فتح مسلمانان و اسلام آوردن مردم، در سال ۲۵۴ قمری در زمان سیزدهمین خلیفه عباسی «المعتزبالله المتوکل» که در زمان امام حسن عسکری (ع) خلافت می‌کرد، آغاز شد.

هرکدام از خلفای عباسی که در مسجد کارهایی را انجام داده است کتیبه ای از کار خود به یادگار گذاشته است. مسجد در گذشته دارای تعداد بیشتری کتیبه گچی و سنگی بوده اما در تعمیرات دهه 40 و بعد از آن از بین رفته است.

سمت شمال مسجد 12 ردیف ستون و سمت جنوب آن 8 ستون وجود دارد و بلندی آنها به 5 متر می‌رسد.

از مشاهده قوس طاق ها و ایوان رفیع و شبستان آن که به شیوه معماری دوره ساسانی ساخته شده است، قدمت بنا و تعلق آن به اوائل اسلام تا حدودی روشن می‌شود.

مسجد دارای حیاط وسیع و ستون‌های قطور و بسیار محکمی می‌باشد به طوری که قطر هر ستون بیش از یک و نیم متر است و بنای آن بیشتر از سنگ و آجر است و دارای منبری قدیمی است که قدمت آن را 700 سال نوشته‌اند.

در قسمت راست منبر نوشته‌هایی به خط کوفی از جنس تخته بریده شده است. ساختمان منارة مسجد را به دوران چوپانیان و شیخ اویس بن شیخ حسن چوپانی نسبت می‌دهند. بلندی مناره قبل از فرسایش، 26 متر بوده اما هم اکنون در حدود 18 متر است.

مسجد جامع در گذشته دارای یک حوض بزرگ بوده که توسط قناتی که از نهر داریون آب می‌گرفته پر می‌شد. شکل ستون‌های جلوی مسجد در دهه 40 به بنا الحاق شده‌اند و در گذشته حمامی که در پشت مسجد قرار داشت در وقف مسجد بوده است.

قبل از پوشش کنونی، سقف مسجد به وسیله شاه چوب هندی مسقف شده بود و بر طبق کتیبه موجود در مسجد که دارای تاریخ سال ۱۲۱۳، ۱۱۷۵، ۹۳۳، ۶۸۳ ،۴۴۵ هجری قمری است معلوم می‌شود که مسجد جامع شوشتر در قرون بعد به کرات تعمیر و مرمت شده است.

شبستان اصلی مسجد در طرف جنوب واقع شده، در شبستان منبر چوبی نفیسی قرار دارد که طبق کتیبه، نام (منصور ابو احارث) و تاریخ صفر سال۴۴۵ هجری قمری بر روی آن حک شده است.

مسجد جامع شوشتر

همچنین بر دیواره شبستان مسجد کتیبه گچبری با مضمون سوره یاسین حک شده است. مسجد در گذشته دارای تعداد بیشتری کتیبه گچی و سنگی بوده که متاسفانه در تعمیرات دهه۴۰ و بعد از آن از بین رفته است.

مسجد دارای حیاط وسیع و ستون‌های قطور و بسیار محکمی است به طوری که قطر هر ستون بیش از 5/1 متر است و بنای آن بیشتر از سنگ و آجر است و دارای منبری قدیمی است که قدمت آن را ۷۰۰ سال نوشته‌اند، در قسمت راست منبر نوشته‌هایی به خط کوفی از جنس تخته بریده شده است.

این منبر قدیمی 17 پله دارد که تعداد این پله‌ها به دلیل تعداد رکعت‌های نمازی است که هر مسلمان در روز اقامه می‌کند. چوب استفاده شده در این منبر از نوع آبنوس هندی است و در سال 1276 هجری قمری ساخته شده است.

مردم به دلیل اعتقاد زیادی که به این منبر داشته اند در روزهای خاصی در سال با روشن کردن شمع و بستن نیاز به این منبر دخیل می بسته اند که در یکی از این سال ها این منبر آتش می گیرد و قسمتی از آن طعمه حریق می‌شود.

مسجد جامع شوشتر دارای دو محراب است که یکی برای اقامه نماز جماعت در فصول سرد سال بوده که در داخل ساختمان مسجد تعبیه شده است و دیگری نیز برای فصول گرم سال در بیرون از ساختمان مسجد ساخته شده است.

این محراب دارای معماری پیش از اسلام بوده است و وجود پایه های پافیلی در کنار این محراب این مهم را تائید می‌کند.

وجود آجر چینی خاص در سقف این محراب باعث شده است که نقش 12 نام علی(ع) در این محراب چشم هر بیننده و اهل نظری را خیره کند. به عبارتی، معماری ویژه این مسجد باعث شده شوشتر در قرون ابتدایی اسلام مرکزیت خاصی داشته باشد.

ساختمان مناره مسجد را به دوران چوپانیان و شیخ اویس بن شیخ حسن چوپانی نسبت می‌دهند. بنای مناره مسجد جامع در سال ۸۲۲ هجری بوده است و چون کج شده بود در قرن دوازدهم قفسه‌اش را از ترس انهدام تا حد مقرنس برداشتند و در سال‌های انقلاب مشروطیت که آن را در جنگ‌های محلی سنگر قرار داده بودند و قسمتی از طرف مشرق آن خراب شد، در وسط آن میلی استوانه شکل از آجر ساخته شده که روی آن با کاشی زیبا مفروش است و بر تمامی آن کلمه «الله اکبر» نوشته شده است.

در مسجد جامع شوشتر دستورات حکومتی و احادیث زیادی در قالب کتیبه‌های خطی و سنگ نوشته بر دیوار حکاکی و یا نصب شده است.

تعداد این کتیبه‌ها به بیش از 40 عدد می‌رسید که در شرایط کنونی تنها 35 کتیبه از این تعداد باقی مانده است. برخی از این فرامین مانند دستور ممنوعیت شرب خمر و کبوتر بازی در شوشتر بوده که توسط خلیفه وقت صادر شده است.

برخی دیگر از این کتیبه ها در مسجد جامع شوشتر به دستوراتی حکومتی درباره قلعه سلاسل بر می گردد که با خط کوفی و زیبا بر سنگ حک شده است که در دهه 20 این کتیبه ها در مسجد جامع قاب گرفته شده است.

این بنای تاریخی در سال 1315 توسط وزارت فرهنگ و هنر با شماره 286 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید و مالکیت آن در اختیار اداره اوقاف گذاشته شد.



تاريخ : چهار شنبه 24 خرداد 1391برچسب:شوشتر,شهر,تاریخ,پل,بند شادروان, | 20:42 | نویسنده : ایمان

 

پل بند شادروان، شوشتر



این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۷۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. پل بند شادروان بر روی شاخه شطیط ساخته شده و یكی از اساسی ترین بخشهای تأسیسات آبی شوشتر محسوب می شود. این پل بند با شماره 78 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. پیشینه ساخت این پل بند مربوط به دوره شاپور ساسانی است و بر اساس شواهد و مداركی در زمان شاپور ساسانی پی ریزی و ساخته شده است. پل بند شادروان در 300 متری جنوب بند میزان – در شمال غربی شوشتر - بر روی شاخه اصلی رود كارون (شطیط)ساخته شده است. و در حال حاضر بقایای آن در كنار پل آزادگان به چشم می خورد.



ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1391برچسب:آب,شهر,شوشتر,آبشارها,تاریخ,ساسانی, | 12:1 | نویسنده : ایمان

 

مجموعه آسیاب‌ها و آبشارهای شوشتر در دوران ساسانیان، جهت بهره‌گیری از نیروی آب به‌عنوان محرک آسیاب‌های صنعتی ساخته شد. این مجموعه در مجاورت شهر شوشتر در استان خوزستان قرار دارد

 


ادامه مطلب
تاريخ : یک شنبه 21 خرداد 1391برچسب:قلعه سلاسل,شوشتر,شهر,تاریخ,آثارباستانی, | 11:49 | نویسنده : ایمان

 

 

قلعه ی سلاسل

« قلعه سلاسل دژی است بسیار بزرگ دارای حیاطهای مفصل و متعدد و سربازخانه ها و طویله ها و حمامها و شبستانها و برجها و باغچه ها و قورخانه و نقاره خانه و حرم خانه و آشپزخانه و قاپیهای متعدد و حوضهای بزرگ و حصار و خندق كه اكنون بیشتر آن ویران و ساختمانها بر هم ریخته شده است. شكل قلعه بیضی غیر منظم و جایش بسیار با صفا روی قطعه سنگی مشرف بر رود كارون واقع شده. هندسة بنایش بر خلاف سایر ابنیه شرقی است. اینجا ساختمانهای چند طبقه در میانه و حیاطها ...



ادامه مطلب

 

نادر، علیرضا بیک افشار را که ایشیک آقاسی دربار وی بود، به حکومت شوشتر و هویزه منصوب کرد. و هدف از این انتصاب بیشتر آن بود تا سرکشان و متمردان آن نواحی را به اطاعت خود در آورد. علیرضا بیک برای اجرای مأموریت خود با سپاهی کار آمد وارد شوشتر گردید و در مدت کوتاهی توانست شورشیان را سرکوب، و امور آن نواحی {شوشتر، هویزه، لار و بنادر} را به نحوی انتظام دهد که احدی از متمردین و مخالفانن آن حدود دیگر جرأت تمرد ننمایند.

به گفتة مؤلف عالم آرای نادری، علیرضا بیک، پیوسته طبع خود را به غریب نوازی و عدالت گستری مصروف می داشت و به غازیان مهربانی می کرد و به رعایا احسان می نمود و اوضاع آن نواحی و خصوصاً شوشتر سامان یافت و به نحوی در دلهای سپاه و رعیت محبت آن نامدار قرار گرفته بود، که چون فرزندی عزیز و مهربان زبانزد خاص و عام گردید و آوازة عدل و داد آن خان عدالت بنیاد گوشزد اهالی و اعیان هر دیار گردید.

چون علیرضا بیک به این طریق میان مردم کسب محبوبیت و موفقیت نموده بود، عده ای از مخالفان از راه کینه و عداوت به نادر اظهار کردند که، وی در هویزه و شوشتر باد نخوت و غرور در دماغ خود افکنده، بخشش و انعام بر روی خاص و عام گشوده و وخیال تمرد و سرکشی دارد. لذا آتش غضب نادر مشتعل و چند چاپار روانه و امر کرد تا علیرضا بیک به زودی عازم درگاه وی گردد. چون علیرضا بیک از مضمون حکم نادر مطلع گردید دستور داد تا زنبورکهایی که همراه خود داشت جهت احترام به نادر شلیک نمایند.

علیرضا بیک پس از اینکه به خدمت نادر رسید، نادر او را مورد موأخذه قرار داد و به وی گفت: «خیره سری و بی ادبی تو به مرتبه ای رسیده که عظمت داخل اردو شده و زنبورک آتش میدهی.» 

بنابراین نادر دستور داد او را زندانی کرده و اموال وی را ضبط نمایند. بعد از آن علیرضا بیگگ هرچه تلاش نمود تا خود را آزاد نماید، پذیرفته نشد، و در حالیکه بیست و پنج سال از عمر او می گذشت، به دستور نادر به قتل رسید. (سال 1146هـ . ق)



 

نادر پس از خلع شاه طهماسب دوم (ربیع الاول 1145/اوت1732) و برگزیدن فرزند هشت ماهة وی به نام عباس سوم، خود با عنوان نیابت سلطنت زمام امور مملکت را در دست گرفت.

وی پس از بیرون راندن ترکها و روسها از سراسر ایران، و سرکوب شورشهای داخلی افغانان غلزه و ابدالی و استرآباد و اعادة آرامش و امنیتت به مردم مملکت، در حالیکه مرزهای قطعی کشور -جز در قندهار- به حال طبیعی خود در آمده بود، تصمیم گرفت، که نیت اساسی خود را برای شناسایی حکومتش به عنوان تنها نمایندة حقیقی توده های ایرانی عملی کند.

لذا نایب السلطنه ایران برای برگزاری مراسم نوروز سال 1148هـ.ق مقرر داشت که جمیع نمایندگان اعیان، رؤسای ایران، روحانیون، بزرگان و حکام ولایات به دشت مغان دعوت شوند تا در ضمن، امور مهم کشور نیز با آنها به بحث گذاشته شود.  

نادر در بامداد نوروز 1148هـ.ق به مدعوین اظهار داشت: من آنچه حق کوشش بود بجا آوردم و مملکت را از تجاوز روس و عثمانی رهایی بخشیدم و متجاسران افغان را نیز بجای خود نشانیدم، اکنون نیاز به استراحت دارم و از شما می خواهم که طهماسب یا فرزندش عباس را که هر دو زنده اند، و یا هر کس دیگری را که مایلید به سلطنت انتخاب کنید.



ادامه مطلب
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد

پیچک